درسهای عاشورا

درسهای عاشورا

1398/08/20 08:51:08

بازدیدها : 181

متفرقه

درسهای عاشورا

واقعه عاشورا انسان را با ارزش‏هاى متعالى و مفهوم حیات هدف دار آشنامی سازد. هر اندازه که انسان‏ها با درس‏هاى نهفته در آن حرکت ‏خونین و ژرف آشناتر گردند، به همان اندازه هم عزّتمند خواهند زیست و در مقابل ظلم سکوت نخواهند کرد.

عاشورا، سراسر مدرسه عشق است و آموزگار هدایتگر آن، حسین بن علی (علیه السلام). این واقعه سترگ، در تاریخ بشرى موجى ‏پدید آورد و مسلمان و غیرمسلمان را با ارزش‏هاى متعالى و مفهوم حیات هدفدار آشنا ساخت. هر اندازه که انسان‏ها با درس‏هاى نهفته در آن حرکت ‏خونین و ژرف آشناتر گردند، به همان میزان عزّتمند خواهند زیست و پایه‏هاى حکومت طاغوت‏ها را خواهند لرزاند.

امام محمد باقر علیه السلام در سخنی گهربار فرمودند: «کسی که به خدا توکّل کند، شکست نمی‏خورد» و قیام خونین عاشورا، سرشار از این آموزه نیک الهی است که فرجامی جز پیروزی حق بر باطل را نوید نبخشید. امام حسین علیه السلام گرچه به استناد دعوت‏نامه‏های کوفیان به سمت آنان حرکت کرد، ولی توکّل آن حضرت به خداوند متعال بود. به همین دلیل، وقتی میان راه، خبر بی‏وفایی مردم و شهادت مسلم بن عقیل علیه السلام را شنید، تصمیم خویش را تغییر نداد و برای انجام تکلیف، با توکل به خدا راه خود را ادامه داد.

نیز بر این اساس بود که صبح عاشورا و با شروع حمله همه‏جانبه و بی‏رحمانه دشمن، در نیایشی به درگاه خدا، اعتماد به پروردگارش را چنین بیان فرمود:

خداوندا! تو تکیه‏گاه من در هر اندوه، و امید من در هر سختی هستی. تو در هر پیشامدی تکیه‏گاه و مایه پشت‏گرمی منی.

یکی از آموزه‏های کربلا، راضی بودن به رضای الهی است. هدف امام حسین (علیه السلام) فقط خشنودی خدا و پیامبر او بود. اگر در آن قیام خونین، جان عزیزش را نثار کرد، اگر سخت‏ترین مصیبت‏ها را به جان خرید، و اگر خاندان گرامی‏اش را به دست اسارت سپرد، هدفی جز کسب رضای الهی نداشت. امام حسین (علیه السلام) هنگامی که می‏خواست از مکه به سمت عراق خارج شود، خود در خطبه‏ای به این ویژگی اشاره فرموده است:

ما اهل بیت به آنچه خدا راضی است، راضی و خشنودیم. در مقابل بلا و امتحان او، صبر و استقامت می‏ورزیم. او اجر صبرکنندگان را به ما عنایت خواهد فرمود.

از آموزه‏های ارزشمند کربلا، عمل به تکلیف است. هنگامی که دعوت‏نامه‏های پیاپی مردم کوفه به امام حسین علیه السلام رسید، ایشان هرچند از سست‏عهدی کوفیان آگاه بود، ولی آن اعلام حمایت‏ها را تکلیف‏آور دانست و به سوی آنان حرکت کرد.

امام خمینی رحمه الله که خود سال‏ها بعد با همین انگیزه، قیامی عزّت‏آفرین را پایه ریخت، در سخنانی درباره این آموزه عاشورایی می‏فرماید:

اینکه حضرت ابی عبداللّه (علیه السلام) قیام کرد با عدد کم، برای این بود که گفتند تکلیف من این است که نهی از منکر کنم.

حضرت سیدالشهدا علیه السلام تکلیف برای خودشان دانستند که بروند و کشته هم بشوند و محو کنند آثار معاویه و پسرش را.

لکن تکلیف بود که قیام بکند و خونش را بدهد تا اینکه ملت را اصلاح کند و عَلَم یزید را بخواباند.

اخلاص سیدالشهدا علیه السلام و یاران آن حضرت، مهم‏ترین عامل جاودانگی قیام حسینی است. از زمانی که حضرت از مدینه حرکت کرد، تا مکّه و سپس کربلا، بسیار کسانِ مدّعی با ایشان همراه شدند و به ظاهر خود را حسینی نشان دادند، ولی هیچ‏کدام بر حرف خود نایستادند و در نهایت، سرور شهیدان را تنها رها کردند. 

در روز عاشورا و صحنه نبرد کربلا نیز، تنها خون بود و شمشیر و زخم و درد و شهادت، و از مدال و پول و امتیازهای اجتماعی و مقام‏های دنیوی خبری نبود.

از این رو، ماندگان و مقاومان، تنها با نیروی اخلاص به جهاد در راه حضرت دوست ادامه می‏دادند و یکی یکی شربت شهادت می‏نوشیدند.

از بارزترین درس‏های عاشورای حسینی، ایثار و مقدّم داشتن دیگری بر خود است. در صحنه کربلا، نخستین ایثارگر، خود سیدالشهدا (علیه السلام) بود که حاضر شد خود و خاندانش را فدای دین خدا کند و رضای او را بر همه چیز برگزیند. حتی زمانی که یاران حضرت به شهادت رسیدند و نوبت به جان‏فشانیِ بنی‏هاشم رسید، امام حسین (علیه السلام) ابتدا فرزند دلبندشان، علی اکبر علیه السلام را برای شهادت در راه خدا فراخواند.

جلوه دیگر ایثار در کربلا، در کار زیبای حضرت ابوالفضل (علیه السلام) بود. آن حضرت که با لب تشنه وارد فرات شد، چون خواست آب بنوشد، یاد لب‏های تشنه امام حسین (علیه السلام) و کودکان تشنه‏کامش افتاد و به خود نهیب زد که: آیا آب می‏نوشی، در حالی که برادر و مولایت حسین (علیه السلام) تشنه و در آستانه شهادت است؟ پس آب را ننوشید و بازگشت و لب‏تشنه به شهادت رسید.

شهید، شهید است، چه تفاوت دارد که از چه نژاد و رنگ و زبانی باشد؛ سفید و سیاه، عرب و عجم، رومی یا زنگی. ملاک ارزش در اسلام، عقیده و ایمان است.

شهادتکده کربلا، بزمگاه عشق است و همه‏گونه شهیدی دارد؛ جوان، پیر، خردسال، شیرخوار، سیاه، سفید، عرب و عجم. آنجا، یگانگی است و از نابرابریِ نژادی اثری نیست. پیشوای شهیدان، حسین (علیه السلام) در صحنه نبرد، این آموزش دینی و انسانی را به کار گرفت و سپاس و ستایشی همسان به همه یارانش، از پیرمرد تا نوجوان، و از رئیس قبیله تا غلام سیاه روامی‏دارد.

آنچه در واقعه عاشورا اصل و ریشه همه فضیلت هاست گوهر معرفت و شناخت امام حق است. یاران حسین(علیه السلام) عاشورایی شدند و جاودانه گردیدند ، چون امام خود را شناختند و با همین شناخت تا پای جان با امام خویش ماندند . در نتیجه به نور عظیم رسیدند. در مقابل با یزیدیان که از شناخت امام حق بازماندند ، به پیشوای باطل گرویدند و برای ابد سعادت را باختند .

آری ! اینگونه است که شناخت امام و راه و هدف او ، آدمی را استوار و پایدار می کند . امروز نیز ، منتظران عاشورایی باید با همه توان ، مهدی آل پیامبر (صل الله علیه و آله) را به عنوان مظهر حق و تنها راه منتهی به خدا بشناسند و حق و باطل و معروف و منکر را با او محک بزنند. چرا که اگر جز این باشد قطعاً از مسیر حقیقت گمراه شده و به دامن یزیدیان زمان خواهند افتاد.

اگر چه امروز امام منتظران غائب است ولی کسب معرفت امام خواهد توانست که بین منتظران با امامشان پیوند برقرار کند و منتظران را در همین عصر در خدمت امام و اهداف او قرار دهد .

درس بزرگ عاشورا وفاداری کامل نسبت به امام حسین(علیه السلام) بود.

 در شب عاشورا امام حسین یاران خود را فراخواند و بیعت خویش را از آنان برداشت تا هر که تمایلی به ماندن نداشت، از معرکه کربلا بگریزد ؛ اما هریک از آن شیرمردان و نمونه های بی نظیر مردانگی ، به بیانی اعلام وفاداری نمودند و آرزو کردند که کاش هزار جان داشتند تا در پای امام حسین(علیه السلام) نثار کنند.

درس بزرگ عاشورا وفاداری کامل نسبت به امام حسین(علیه السلام) بود.

 در شب عاشورا امام حسین یاران خود را فراخواند و بیعت خویش را از آنان برداشت تا هر که تمایلی به ماندن نداشت ، از معرکه کربلا بگریزد ؛ اما هریک از آن شیرمردان و نمونه های بی نظیر مردانگی ، به بیانی اعلام وفاداری نمودند و آرزو کردند که کاش هزار جان داشتند تا در پای امام حسین(علیه السلام) نثار کنند.

منتظران مهدی(عجل الله تعالی فرجه) نیز شایسته است که هر روز با امام خود تجدید عهد کنند و وفاداری خود را این گونه به امام(علیه السلام) اثبات نمایند. نشانه ی صداقت در این عهد و پیمان آن است که  در هر لحظه در خدمت امام و اهداف او باشند و جز به رضای او فکر نکنند .

از دیگر درسهای مهم عاشورا ، صبر و پایداری در حمایت از دین خدا و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) است.

منتظران مهدی (عجل الله تعای فرجه) هم باید برای تحقق زمینه های ظهور ، در جبهه ی انتظار استوار و مقاوم بمانند و از زخم ها و نیش هایی که بر دل و جانشان می نشیند خسته نشوند؛ بلکه از آن استقبال کنند.

همانطور که حسینیان عاشورایی از زخم شمشیرها و نیزه ها نهراسیدند بلکه در راه خدا از آن استقبال کرده و به روی شهادت لبخند زدند و همان گونه که بانوان عاشورایی ، سختی طاقت فرسای اسارت را به جان خریدند و به زیبایی پیام کربلا را به شهرها و نسل های آینده رساندند . در این میدان الگوی صبر و استقامت حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) است که با اقتدا به مقتدای بزرگ خود ، حضرت زین العابدین (علیه السلام) به نیکوترین شیوه رسالت خویش را انجام داد و کربلای حسین (علیه السلام) را در تاریخ جاودانه ساخت .

همان گونه که عاشوراییان برای نجات اسلام و حمایت از ولی خدا هرگونه سختی را بر جسم و جان خریدند ؛ اهل انتظار هم برای ترویج فضیلت ها و حفظ راه و رسم دینداری و تحقق ارزشها در جامعه باید صبور باشند ، از کمی نفرات نهراسند و به خود ناامیدی راه ندهند که طلیعه ی ظهور نزدیک است و صبح ظفر، قریب شاید یکی از مهمترین درس هایی که امروزه نیز حائز اهمیت است همین  بصیرت ،موقع شناسی و گوش به فرمان ولایت بودن باشد.

تعداد توابین که بعد از حادثه عاشورا درصدد خون خواهی امام برآمدند چند برابر یاران امام در صحرای کربلا بود ولی به دلیل نداشتن بصیرت و موقع شناسی علاوه براینکه دیگر قیام شان سودی نداشت و آنچه که نباید اتفاق می‌افتاد، افتاده بود باعث به هدر رفتن خون بسیاری از شیعیان شد که اگر در زمان مناسب وارد صحنه می شدند شاید نتیجه طور دیگری رقم می خورد.